یک رویکرد کمکد برای یکپارچهسازی چیزهای مختلف در یک سازمان بهمنظور ایجاد یک سرویس جدید، تحولآفرین است، زیرا برای اولین بار، یک بوم مشترک یا تخته سفید تعاملی میتواند ایدههایی که انسانها خلق میکنند را در عرض چند ساعت به سرویسهای زنده در عملیات یا محیطهای میدانی تبدیل کند. چند نفر از ما در جلسات طراحی محصول بودهایم که همه ذینفعان – فروش، بازاریابی، محصول، مهندسی و دیگران – حضور داشتند و همه ما بر روی چیزی که میخواهیم خلق و بسازیم توافق کردیم، به جز مهندسانی که میخواهند این ایدههای روی کاغذ را بگیرند و بفهمند چگونه آنها را به مرحله تولید ببرند؟ بیایید عمیقتر به این موضوع بپردازیم و ببینیم چگونه یک پلتفرم اتوماسیون کمکد میتواند راهحلی بالقوه باشد.
نقلقول از Waylay: «پاسخ این است که یک پلتفرم اتوماسیون کمکد پیدا کنید که برای حل مشکلات یکپارچهسازی در سطح فرمول یک طراحی شده باشد، جایی که تمام سرمایهگذاریهای شما در برنامههای نرمافزاری، حتی سیستمهای قدیمی، حفظ شوند.»
فهرست مطالب
رسیدگی به هزینهها و منابع برای تحول دیجیتال
اجازه دهید یک مثال تصادفی بیاورم.
در یک کنفرانس ایمنی و سلامت در شهر نیویورک که انجمن حرفهای آتشنشانان ایالت نیویورک (NYSPFFA) نیز در آن حضور داشت، یک تنظیمکننده ایمنی آتشسوزی ساختمانها در نیویورک توضیح داد که چرا فرصت جدیدی برای رعایت مقررات در راه است. با ظهور اینترنت اشیا (IoT)، اکنون همه چیز در یک ساختمان باید بهصورت خودکار و در زمان واقعی به خدمات اضطراری متصل باشد. این یعنی ماهیت آتشنشانی، ایمنی و پاسخگویی نیز باید با زمانه تغییر کند.
در میان حضار، برت بین، رئیس بخش ساختمانهای شرکت امپایر، و همکارش مارتی اسپارک، رئیس راهحلهای ایمنی آتشسوزی، با نگرانی به صحبتها گوش میدادند. چرا؟ زیرا در آن لحظه متوجه شدند که تبلیغات فروشندگان در مورد راهحلها بیش از حد پیش رفته است. برت و مارتی میدانستند که هیچ اتوماسیون واقعی برای جریانهای کاری اینترنت اشیا بین ساختمان و ایمنی آتشسوزی وجود ندارد. بدتر از آن، سیستمهای مدیریت ساختمان (BMS)، کنترل آتش و سیستمهای مدیریت تأسیسات همگی عملیات جزیرهای و ثابت بودند. حتی بدتر، خدمات میدانی و پاسخگویی به نگهداری اضطراری پلتفرم دیگری بود و در کل، راهحل کنترل کامل «از رویداد تا پاسخ» هنوز وجود نداشت.
این مثال اساساً نشان میدهد که چرا هزینه، زمان و هدررفت منابع در تحول دیجیتال بسیار زیاد است، زیرا روشی برای خودکارسازی چیزها نادیده گرفته شده است، چه برسد به تأثیر آن بر اعتماد سازمانی.
طبق گزارش TechTarget، تا مارس ۲۰۲۱، یک تریلیون دلار در پروژههای تحول دیجیتال سرمایهگذاری شده بود، و گروه مشاوره بوستون تخمین زده که حداقل ۷۰ درصد از این ابتکارات به اهداف اولیه خود نرسیدهاند. همانطور که در وبلاگ اخیرم درباره سیستمعامل اتوماسیون (Automation OS) ذکر کردم، «این مشکل آنقدر آشکار شده که غیرمعمول نیست که یک مدیرعامل در تماسهای مالی از پاسخ به سؤالات تحلیلگران درباره تحول دیجیتال طفره برود.» حتی ترسناکتر، من زمان زیادی با تحلیلگران سرمایهگذاری گذراندهام و آنها حتی نمیدانند چه سؤالاتی بپرسند تا بفهمند واقعاً چه خبر است، و این باعث میشود انتخاب برندگان دشوار باشد، زیرا در تئوری، سازمانی که در تحول دیجیتال موفق شود، ظرف پنج سال سودهای چشمگیری در سهم بازار به دست خواهد آورد.
مواجهه با چالشهای تحول دیجیتال
برگردیم به معضل برت و مارتی.
آنها یک کنفرانس تلفنی با مدیر ارشد فناوری (CTO) تازه استخدامشدهشان، جیم فینیگان، که اصالتاً از بلفاست بود، ترتیب دادند. آنها به او توضیح دادند که چه چیزی در راه است و از جیم پرسیدند که برای رفع چالشهای پیش روی تحول دیجیتال چه باید بکنند.
جیم مکثی کرد و گفت: «خب، برای شروع، باید افراد را با هم آشتی دهیم، از قبیلهگرایی مالکیت چیزها دست بکشیم و یک رویکرد واقعاً مشارکتی برای طراحی اتوماسیون سادهتر چیزها معرفی کنیم تا چیزی که برای ساختمانها و خدمات مرتبط مانند آتشنشانی و ایمنی اجباری شده را ارائه دهیم.» او سپس با نفس عمیق گفت: «دست از خیالات بردارید!»
او ادامه داد: «ما به یک نفر در داخل شرکت نیاز داریم که با ابزارهای کمکد سر و کله بزند تا چیزی را انتخاب کند که به ما امکان دهد متخصصان موضوعی (SMEs) خود را گرد هم بیاوریم تا جریان کاری یکپارچه بین خدمات فناوری اطلاعات (IT) و فناوری عملیاتی (OT) را سریع طراحی و بسازیم.» جیم افزود: «بهتر از آن، زمانی خواهد بود که بتوانیم با خودکارسازی منطق کسبوکار زیربنایی، روی نتایج بهتر برای مشتریان تمرکز کنیم.»
جیم مثالی آورد: قالب «FIRE»: ! ساختمان A، منطقه ۱۰۲: هشدار HVAC، تنظیم حسگر کربن به حداکثر، تشخیص دود، هشدار به FDNY، آتشسوزی الکتریکی (اسپرینکلر خاموش/گاز آماده)، پیامک/Twilio برای تخلیه افراد در منطقه ۱۰۲، عدم حضور افراد در منطقه ۱۰۲، لغو کلیدهای سایبری، بسته شدن درهای آتشنشانی، بسته شدن دریچههای هوا، روشن شدن نور اضطراری، حضور FDNY در منطقه ۱۰۲، فعالسازی هشدار نگهداری اضطراری BMS ساختمان – تأیید تماس صوتی انسان به انسان اجرا شد.
در ذهن جیم، اتوماسیون فرآیند رباتیک (RPA) (مانند UiPath، AA و غیره) بهعنوان یک رویکرد سریع برای شروع بود، اما مارتی که کارش را بهعنوان مهندس در GE آغاز کرده بود، مخالفت کرد. او گفت: «جیم، چیزی که ما همچنین نیاز داریم، یک موتور قوانین در قلب چیزها است که جریانهای کاری اینترنت اشیا بین دنیای OT و IT را خودکار کند و تمام پیچیدگیها را از همه پنهان کند، چون اینجاست که وقتی سازمانها سعی میکنند دیجیتال شوند، همه چیز خراب میشود.» او افزود: «ما باید پیچیدگی نرمافزار را پنهان کنیم تا این کار جواب دهد.»
جیم در پاسخ گفت: «این چیزی شبیه BPM مثل Tibco، Appian است، درست است؟ یا شاید یک BMS مثل Switch Automation؟»
بله، شنیدن اینکه چگونه برت، مارتی و جیم برای حل مشکلشان کنار هم آمدند، هیجانانگیز خواهد بود.
راهحل: پلتفرم اتوماسیون کمکد
از دیدگاه من، استدلالم این است که امپایر با مجموعهای از ابزارهای RPA/BPM که به جلوگیری از نرمافزارهای بزرگتر کمک نمیکنند و دنیای نیمهمنجمد تحول دیجیتال را تداوم میبخشند، نمیتواند مشکل را حل کند. پاسخ این است که یک پلتفرم اتوماسیون کمکد پیدا کنید که برای حل مشکلات یکپارچهسازی در سطح فرمول یک طراحی شده باشد – جایی که تمام سرمایهگذاریهای شما در برنامههای نرمافزاری، حتی سیستمهای قدیمی، حفظ شوند. بهگونهای که تحول دیجیتال به یکپارچهسازی ساده و امکانپذیر چیزها تبدیل شود که بتواند نیازهای موارد استفاده بسیار پیچیده در عملیات در بازارهای صنعتی، انرژی، مخابرات و خدمات مالی را برآورده کند.
مزایای این کار برای شرکتها در بسیاری از جنبهها عظیم خواهد بود. در حالی که جهان خود را برای یک پسزمینه اقتصادی بسیار سخت آماده میکند، بزرگترین پیروزی که باید روی آن تمرکز کرد – با بازگشت به مثال ما – رسیدن به استانداردهای جدید در ایمنی و رضایت مشتری است. بیایید صادق باشیم، صرفهجوییهای عظیمی از اتوماسیون در زمانی که کمبود مهارتهای نرمافزاری در سطح جهانی به اوج خود رسیده، به دست خواهد آمد. معیارهای هدف دیگری که باید از یک سیستمعامل اتوماسیون جستجو کرد عبارتند از: ۱۰ برابر سرعت بیشتر در رسیدن به بازار، ۱۰۰ برابر کد کمتر، ۱۵ برابر زمان توسعه کمتر و تا ۲۰ برابر صرفهجویی در هزینههای عملیاتی (OPEX) و سرمایهای (CAPEX). و در نهایت، بازگشت سرمایه (ROI) در کمتر از نه ماه.
رویکرد مشارکتی
تسهیل یک محیط توسعه خدمات (محصول) تیمی متقابل در کمکد عالی است، اما سپس جدا کردن همه از پیچیدگی زیربنایی با مدیریت جریان کار اتوماسیون حتی بهتر است. یک پلتفرم اتوماسیون کمکد به یک رویکرد مشارکتی برای مدیریت محصول و تیمهای توسعه منجر خواهد شد.
منبع: iotforall
