تحلیلگران Transforma Insights اخیراً در دو رویداد مهم حوزه اینترنت اشیا (IoT)، یعنی Mobile World Congress و Embedded World، حضور داشتند. موضوع کلیدی که در هر دو رویداد برجسته بود، با یک کلمه قابلتوصیف است: گذار (Transition). در بسیاری از حوزهها، IoT از یک محیط نسبتاً پایدار و جاافتاده در سه تا پنج سال گذشته، به سمت یک وضعیت پایدار دیگر در سه تا پنج سال آینده در حال تحول است. اما امروز، ما در دورهای از تغییر قرار داریم. برخی از ناظران صنعت این دوره گذار را بهعنوان کاهش اقبال IoT توصیف کردهاند، اما ما با این دیدگاه موافق نیستیم. این یک فرآیند طبیعی برای تحقق روش مناسب ارائه IoT و چرخشی به سمت آن است.
در ادامه، نگاهی به برخی از موضوعات کلیدی گذار در IoT که در این رویدادها مشاهده کردیم، خواهیم انداخت. گزارش آتی که منتشر خواهد شد، شامل موضوعات بیشتری از این گذار و جزئیات دقیقتری است. جزئیات بیشتر این موضوعات در گزارش مورد بحث قرار گرفتهاند.
“برخی از ناظران صنعت این دوره گذار را بهعنوان کاهش اقبال IoT توصیف کردهاند، اما ما با این دیدگاه موافق نیستیم.”
Transforma Insights

فهرست مطالب
- 1 موضوعات کلیدی گذار در IoT
- 2 eSIM/مدیریت از راه دور سیمکارت و محلیسازی
- 3 پلتفرمهای مدیریت اتصال (Connectivity Management Platforms)
- 4 گذار از پلتفرمها به خدمات
- 5 نیاز به استراتژی سختافزاری و بهینهسازی متقابل
- 6 گذار از 2G/3G به ارتباطات ماشینی گسترده (mMTC)
- 7 گذار از زیرساختمحور به نرمافزارمحور
- 8 مقررات
- 9 موضوعات دیگر
موضوعات کلیدی گذار در IoT
eSIM/مدیریت از راه دور سیمکارت و محلیسازی
چند سال پیش، روشهای پشتیبانی از اتصال سلولی در مناطق مختلف کاملاً مشخص بود: تعویض سیمکارت، استفاده از رومینگ، یا اتکا به راهحلهای اختصاصی چند-IMSI. اما اگر چند سال به آینده نگاه کنیم، انتظار میرود گزینههای پایداری مانند استفاده از SGP.31/32 IoT eSIM Remote SIM Provisioning (RSP) و نسخههای بهبودیافته و تثبیتشدهای از رومینگ دائمی مجاز وجود داشته باشد.
در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، زمانی که برخی از اپراتورهای شبکه موبایل (MNOs) شروع به محدود کردن استفاده از رومینگ اسپانسرشده در شبکههایشان کردند، نظم موجود دچار اختلال شد. همزمان، بسیاری از MNOs به ایده ارائه پروفایلهای eSIM تمایل بیشتری نشان دادند، هرچند این ترتیبات هنوز ناهماهنگ هستند.
علاوه بر این، چشمانداز فناوری نیز تکامل یافته است. برای دستگاههای IoT، نسخه SGP.02 M2M جاافتاده بود، اما بهسرعت بهعنوان فناوری قدیمی شناخته شد، زیرا منتظر نسخه SGP.31/32 IoT هستیم که تا اواسط سال ۲۰۲۴ در دسترس نخواهد بود. بنابراین، ما در دورهای از تغییرات مداوم قرار داریم.
پلتفرمهای مدیریت اتصال (Connectivity Management Platforms)
بزرگترین خبر در حوزه اتصال IoT در سالهای اخیر در ماه دسامبر اعلام شد: Aeris Communications قابلیتهای IoT شرکت Ericsson، بهویژه IoT Accelerator (IoTA) و Connected Vehicle Cloud (CVC) را خریداری کرد.
Ericsson یکی از دو بازیگر بزرگ در فضای پلتفرمهای مدیریت اتصال (CMP)، همراه با Cisco’s Control Center است. بخش عمده بحثها در Mobile World Congress، بهویژه، به تأثیر این موضوع بر فضای CMP اختصاص داشت.
روندی وجود دارد که ارائهدهندگان خدمات ارتباطی (CSPs) فعالانهتر استراتژی CMP خود را بازنگری میکنند و به دنبال تنوعبخشی با استفاده از پلتفرمهای جایگزین هستند. در برخی موارد، آنها به دنبال جایگزینی برای CMPهای اصلی موجود هستند و در موارد دیگر، به دنبال گزینههای کمهزینه بهعنوان پلتفرم ثانویه میگردند.
این رویکرد تا حدی به نیازهای اساسی CSPs برای یافتن راهحلهای ورود کمدخالت (Low-Touch Onboarding) برای بخش اتصال IoT پیشپرداخت مرتبط است.
در حالی که سه تا پنج سال پیش رویکرد غالب استفاده از یک CMP واحد از Cisco یا Ericsson بود، اکنون بسیاری از CSPs در حال بررسی این رویکرد هستند.
در آینده، انتظار میرود چشمانداز بسیار متنوعتری با استفاده از چندین پلتفرم برای انواع مختلف مشتریان شاهد باشیم. گزارش آتی درباره چشمانداز CMP این بازار در حال تحول را بیشتر بررسی خواهد کرد.
گذار از پلتفرمها به خدمات
این شاید مبهمترین موضوع گذار در IoT باشد، اما احتمالاً تأثیرگذارترین آن است. یکی از موضوعات کلیدی بحث در IoT اخیراً، خروج ظاهری بسیاری از بزرگترین فروشندگان فناوری از این فضا بوده است.
شرکتهایی مانند Bosch، Google و IBM برخی از محصولات IoT خود را تعطیل کردهاند و به نظر میرسد Microsoft نیز فاصله زیادی با این روند ندارد. محصولاتی که تعطیل شدهاند، معمولاً پروفایل مشابهی دارند: پلتفرمهای عمومی IoT که قرار بود بهصورت بینهایت مقیاسپذیر باشند و کل فضای IoT را پوشش دهند. اما این روش کارکرد IoT نیست.
مشخص شده که IoT درباره پلتفرمهای بینهایت مقیاسپذیر نیست. در واقع، این حوزه درباره ارائه خدمات و پشتیبانی برای کمک به شرکتها در استقرار IoT است. شرکتها، در بیشتر موارد، در پیادهسازی پروژههای IoT خود به نوعی راهنمایی نیاز دارند. ایدهآل این است که این پشتیبانی توسط فروشندهای با تجربه در بخش مشتری ارائه شود.
دیدگاه ما این است که این هایپراسکیلرها و سایر فروشندگان بزرگ فناوری از IoT خارج نشدهاند. آنها همچنان به شدت در IoT درگیر هستند و خدماتی مانند Edge Computing، مشاوره و بهویژه توابع ابری که دادههای IoT در آنها مصرف میشوند، مانند Data Lakes، Digital Twins و پردازش بلادرنگ را ارائه میدهند.
اما آنها معمولاً در بخش Contextualization در IoT چندان موفق نیستند و IoT بهصورت افقی نیست. این حوزه بهصورت عمودی خریداری میشود و پلتفرمهای افقی لزوماً نیازهای کاربردهای خاص مانند کنتورهای هوشمند (Smart Metering)، مدیریت ناوگان (Fleet Management) یا ترمینالهای پرداخت (Payment Terminals) را برآورده نمیکنند.
در حالی که سالها پیش در اوج پلتفرمهای IoT بودیم، امروز در میانه فرآیند دپلتفرمیزه شدن (Deplatformization) و شناخت این موضوع هستیم که این بازار در اصل از صدها زیربازار مجزا تشکیل شده است که هر کدام نیاز به رویکرد خاص خود دارند.
آیا این به این معناست که IoT ذاتاً کمتر از آنچه انتظار میرفت مقیاسپذیر است؟ بله. اما تخصصیسازی از طریق تعداد زیادی فروشنده مختلف، اکوسیستم عرضهای مناسب و تکهتکه ایجاد میکند که ارزش بهتری ارائه میدهد.
نیاز به استراتژی سختافزاری و بهینهسازی متقابل
در گذشته، تمایز نسبتاً خوبی بین فروشندگان سختافزار و ارائهدهندگان اتصال وجود داشت. اما در چند سال اخیر، این وضعیت تغییر کرده است و چندین فروشنده بزرگ سختافزاری، بهویژه Quectel و Telit، پیشنهادات اتصال خود را ارتقا دادهاند تا ترکیبی جامعتر از اتصال و دستگاه ارائه دهند.
ارائهدهندگان اتصال نیز بهتدریج متوجه شدهاند که درگیری بیشتر با دستگاهها میتواند برایشان سودمند باشد. دستگاه اغلب نقطه شروع فرآیند توسعه است، در حالی که انتخاب ارائهدهنده اتصال ممکن است یکی از آخرین موارد در فهرست یک پذیرنده باشد. درگیری در دستگاهها، ارائهدهنده اتصال را زودتر در فرآیند توسعه وارد میکند.
محرک دیگر، نیاز به بهینهسازی متقابل دستگاهها، اتصال، پروتکلها، برنامهها، ابر و سایر عناصر راهحل IoT است که با افزایش استفاده از فناوریهای محدودتر (و مناسبتر برای IoT) اهمیت بیشتری یافته است.
در نهایت، ظهور eSIM/مدیریت از راه دور سیمکارت به این معناست که دستگاهها بهطور فزایندهای با IMSI بوتاسترپ فعالشده عرضه میشوند. این بهطور خودکار به فروشنده سختافزار مزیتی در رفع نیازهای اتصال مشتریان میدهد. این مزیت غالب نیست، اما اهمیت دارد.
انگیزههای قوی برای ارائهدهندگان اتصال وجود دارد تا رویکردی بهتر برای دستگاهها داشته باشند. گزارش آتی درباره استراتژیهای Device-to-Cloud، رویکردهای بالقوه برای دستگاهها برای تولیدکنندگان غیر دستگاه را بررسی خواهد کرد.
گذار از 2G/3G به ارتباطات ماشینی گسترده (mMTC)
افق زمانی این موضوع کمی طولانیتر از بازه سه تا پنج ساله استاندارد در موضوعات گذار است. اپراتورهای شبکه موبایل (MNOs) در سراسر جهان در حال مهاجرت از شبکههای قدیمی 2G و 3G به فناوریهای جدیدتر، کارآمدتر و توانمندتر مانند 4G و 5G هستند.
در برخی کشورها مانند استرالیا، ژاپن و ایالات متحده، این فرآیند بیش از یک دهه است که در جریان است. در اروپا، در مقابل، این موضوع نسبتاً جدید است و اولین مهاجرتها در دو سال گذشته آغاز شدهاند، اما تقریباً همه اپراتورها اکنون برنامههایی برای خاموش کردن این شبکهها در دهه آینده تنظیم کردهاند.
در نتیجه، شبکههای مورد استفاده برای انتقال ترافیک IoT بهطور چشمگیری در حال تغییر هستند. شبکههای جدید NB-IoT و LTE-M معرفی شدهاند و در چندین مورد شاهد پذیرش قابلتوجهی هستند. این نیز نمونهای از جایگزینی قدیمی با جدید است، یعنی گذار از شبکههای 2G و 3G به شبکههای NB-IoT و LTE-M.
در این دوره گذار، هنوز برخی حوزهها نیاز به توجه دارند. پوشش جهانی هنوز کامل نیست، اگرچه در حال گسترش است و توافقهای رومینگ هنوز باید تنظیم شوند. اینها مشکلات اولیه هستند، اما این گذار در نهایت به دسترسی به فناوریهای بسیار بهتری منجر خواهد شد که برای IoT مناسبتر هستند.
گذار از زیرساختمحور به نرمافزارمحور
یکی دیگر از موضوعات کلان در اتصال IoT امروز، تکامل از تمرکز بر زیرساخت به تمرکز بر نرمافزار است. مجازیسازی عملکرد شبکه (Network Function Virtualization)، سادگی ساخت پلتفرمهای میانافزار و راهاندازی شبکههای هسته، دسترسی به ذخیرهسازی ابری و روندهای مشابه، ارائه اتصال را مجازیسازی کردهاند.
اجرای شبکه دسترسی، همانطور که توسط اپراتورهای شبکه موبایل انجام میشود، برای ارائه خدمات اتصال نوآورانه کمتر و کمتر اهمیت دارد. در نتیجه، MVNOهای IoT بهطور فزایندهای جسورتر شده و کارهای نوآورانه جالبی انجام میدهند.
این به این معنا نیست که MNOها مانند AT&T، Deutsche Telekom، NTT، Verizon و Vodafone باید تسلیم شوند. به هیچ وجه. آنها همچنان بازیگران کلیدی هستند که باید شکست داده شوند.
با این حال، آنها قطعاً به MVNOها نگاه میکنند و همچنین به این فکر میکنند که چگونه میتوانند بخشی از انرژی MVNO را در عملیات خود به کار گیرند، از نظر بومیتر بودن در ابر، حرکت سریعتر و کاهش هزینههای سربار.
مقررات
ما شاهد ظهور یک محیط نظارتی در حال تغییر هستیم. در گذشته، مقرراتی که بر IoT تأثیر میگذاشتند، اغلب بهطور خاص به IoT مرتبط نبودند و در صورت وجود، بهطور جدی اعمال نمیشدند.
امروز، ما در دورهای از معرفی حجم زیادی از مقررات مرتبط با موضوعاتی مانند حاکمیت داده (Data Sovereignty)، شناخت مشتری (Know Your Customer) و بهویژه امنیت هستیم. در آینده، انتظار میرود شفافیت بیشتری در مورد مقرراتی که بر IoT اعمال میشوند، وجود داشته باشد که در بیشتر موارد بسیار سختگیرانهتر خواهند بود. برخی از رویکردهای امروزی برای پشتیبانی چندکشوری و معماریهای مرتبط، و همچنین مدیریت دادهها، ممکن است در آینده کارآمد نباشند.
رعایت مقررات موضوع بسیار مهمتری خواهد شد. در حالی که امروز ممکن است کافی باشد که تأمینکنندگان فردی راهحلهای منطبق ارائه دهند، ما همچنین فرصتی در آینده برای رعایت بهعنوان یک خدمت (Compliance-as-a-Service) میبینیم که اطمینان میدهد اتصالات IoT و تمام سیستمهای مرتبط با آنها با مقررات و سیاستهای شرکای مربوطه سازگار هستند.
موضوعات دیگر
اینها تنها موضوعات گذار در IoT نبودند که مورد بحث قرار گرفتند. موضوعات دیگر شامل نیاز رو به رشد برای مدیریت هماهنگی ذخیرهسازی و پردازش دادهها بین ابر (Cloud) و لبه (Edge)، اهمیت فزاینده شبکههای خصوصی که هنوز مسائل زیادی درباره مدلهای تجاری آنها حلنشده باقی مانده، و موضوع پایداری (Sustainability)، شاید موضوع نهایی گذار، مرتبط با گذار به کربن صفر بود.
این زمان بسیار جالبی برای درگیر شدن در گذار IoT است، زیرا محیطی دائماً در حال تغییر است. یک چیز قطعی است: هرگز کسلکننده نیست!
منبع: iotforall
