در فوریه ۲۰۲۳، ما گزارش “Communications Service Provider IoT Peer Benchmarking Report 2023” را منتشر کردیم که تحلیل جامعی از استراتژی‌ها و قابلیت‌های ۲۳ ارائه‌دهنده پیشرو جهانی در حوزه اتصال اینترنت اشیا مبتنی بر شبکه‌های سلولی (Cellular IoT) ارائه می‌دهد. این ارائه‌دهندگان شامل 1NCE، AT&T، BICS، Deutsche Telekom IoT، Emnify، Eseye، KORE، KPN، NTT، Ooredoo، Orange، Sierra Wireless، Singtel، Soracom، T-Mobile US، Tele2، Telefónica، Telenor، Telia، Telit، Verizon، Vodafone و Wireless Logic هستند.

یکی از ویژگی‌های کلیدی این گزارش، ارزیابی قابلیت‌های نسبی هر یک از این CSPها در ارائه اتصال جهانی IoT است. در این ارزیابی، Vodafone در صدر قرار گرفت، دیگر اپراتورهای شبکه موبایل (MNOs) عملکرد قوی داشتند و MVNOهای IoT نیز پیشرفت چشمگیری نشان دادند. این مقاله خلاصه‌ای از این بخش از تحقیق را ارائه می‌دهد: کدام CSP بهترین است؟

هیچ‌کس «بهترین» نیست

سؤال اینکه کدام یک از این ۲۳ ارائه‌دهنده بهترین است، ساده‌ترین سؤال ممکن است. پاسخ همیشه این است: «بستگی دارد». به‌عنوان یک تحلیلگر، همیشه سعی می‌کنم این پاسخ را به سؤالات بدهم، اما گاهی اجتناب‌ناپذیر است. این پاسخ به عوامل بی‌شماری بستگی دارد، از جمله قابلیت‌هایی که نیاز دارید، مکان دستگاه‌هایتان، مدل‌های تجاری ترجیحی یا حتی ارائه‌دهنده ابری که استفاده می‌کنید.

اگر یک تولیدکننده خودرو (OEM) هستید که به دنبال اتصال خودروها در منطقه آسیا-اقیانوسیه است، Singtel گزینه‌ای عالی است، به‌ویژه به این دلیل که می‌تواند گروهی از اپراتورهای منطقه‌ای را تحت حمایت Bridge Alliance هماهنگ کند. اگر می‌خواهید کنتورهای هوشمند (Smart Meters) را در سوئد متصل کنید، احتمالاً به سراغ Telia خواهید رفت. اگر یک تولیدکننده تجهیزات سنگین ژاپنی هستید که به دنبال یکپارچگی آسان با AWS هستید، Soracom در صدر فهرست شما خواهد بود.

اما بهترین عملکرد وجود دارد

با این حال، سؤال زیربنایی جالبی وجود دارد: بهترین عملکرد در اتصال IoT چیست؟ این سؤال بسیار بهتری است که اگر یک شرکت در حال فکر کردن به اتصال دستگاه‌های IoT باشد، باید بپرسد. این کمک می‌کند تا انواع قابلیت‌هایی که باید به دنبالشان باشند شناسایی شود و بر این اساس، فهرست کوتاهی از ارائه‌دهندگان تهیه شود. این نقش بهتری برای تحلیل ما است تا تلاش برای معرفی یک اپراتور خاص که پاسخگوی نیازهای هر خریداری باشد، زیرا چنین اپراتوری وجود ندارد.

در نتیجه، در این گزارش، ما تصمیم گرفتیم بر نوآوری و بهترین عملکرد تمرکز کنیم: کدام یک از این ارائه‌دهندگان اتصال IoT رویکردهای مقیاس‌پذیر، سازگار، شفاف و/یا آینده‌محور برای رسیدگی به عناصر مختلف اتصال IoT و خدمات مجاور IoT دارند. به این ترتیب، می‌توانیم مقایسه مفیدی از قابلیت‌ها ارائه دهیم.

البته، این همچنین به ارائه‌دهندگان اتصال IoT کمک می‌کند تا بفهمند همتایانشان در این فضا چه می‌کنند و برخی از بهترین عملکردهایی که ما شناسایی کرده‌ایم را بررسی کنند تا ببینند آیا برای آن‌ها مناسب است یا خیر.

ما بر نوآوری و بهترین عملکرد تمرکز می‌کنیم: کدام یک از این ارائه‌دهندگان اتصال IoT رویکردهای مقیاس‌پذیر، سازگار، شفاف و/یا آینده‌محور برای رسیدگی به عناصر مختلف اتصال IoT و خدمات مجاور IoT دارند.

دسته‌بندی جدید اینترنت اشیا
دسته‌بندی جدید اینترنت اشیا

دو بعد: اتصال IoT و خدمات IoT

راه‌های بی‌شماری وجود داشت که می‌توانستیم CSPها را مورد ارزیابی قرار دهیم. ما تصمیم گرفتیم از چارچوبی که در گزارش اخیرمان “A new taxonomy for IoT reveals new roles and opportunities” (ژانویه ۲۰۲۳) ارائه شده و در پست وبلاگی “A new taxonomy for the Internet of Things” بررسی شده است، استفاده کنیم. در آن گزارش، دیدگاه خود را مطرح کردیم که اکنون هفت حوزه خدماتی (Service Domains) در IoT وجود دارد. یکی از این حوزه‌ها به مدیریت اتصال (Connectivity Management) مربوط است، یعنی ارائه اتصال مدیریت‌شده در شبکه‌های عمومی. شرکت‌های مورد بررسی در این گزارش به‌طور جمعی رهبران بازار در این خدمات هستند.

علاوه بر این، ما شش حوزه دیگر را نیز شناسایی کردیم که شامل مواردی مانند دستگاه‌ها، ابر/لبه (Cloud/Edge)، امنیت و رعایت مقررات است و همه این‌ها برای ارائه‌دهندگان اتصال بالقوه مرتبط هستند. این خدمات مجاور IoT فرصت‌های قابل‌توجهی برای تمایز پیشنهادات خدماتی ارائه می‌دهند. این خدمات گسترده‌تر IoT بعد دومی را تشکیل می‌دهند که ما CSPها را بر اساس آن ارزیابی می‌کنیم.

ارزیابی قابلیت‌های CSP در حوزه مدیریت اتصال

ارزیابی ما از قابلیت‌های یک CSP در حوزه مدیریت اتصال (Connectivity Management Domain) (که نباید با پلتفرم مدیریت اتصال (CMP) اشتباه گرفته شود)، یعنی اتصال IoT، شامل شش عنصر است که در ادامه بررسی می‌شوند:

  1. پشتیبانی از استقرار چندکشوری: مکانیزم‌های مختلفی برای اتصال دستگاه‌ها در مناطق جغرافیایی متعدد وجود دارد، از جمله رومینگ، عمده‌فروشی، چند-IMSI، اهدای پروفایل eSIM و ترکیب‌های مختلف این‌ها. در ارزیابی این مورد، توجه ویژه‌ای به رعایت خدمات (به‌ویژه در کشورهای خاص مانند برزیل، چین، هند و ترکیه) و کنترل، به جای استفاده از رویکردهای خاص، داریم. این دسته همچنین در دسترس بودن ویژگی‌های کامل برای NB-IoT و LTE-M مانند PSM و eDRX را در نظر می‌گیرد.
  2. مقیاس‌پذیری پلتفرم و عناصر شبکه هسته: اتصال IoT باید برای پشتیبانی از میلیاردها دستگاه مقیاس‌پذیر باشد. در نتیجه، قابلیت‌های مدیریت اتصال و شبکه هسته‌ای با مقیاس‌پذیری بالا در آینده حیاتی خواهند بود.
  3. مدیریت ترافیک جهانی: بسیاری از CSPها عملکردهایی را به‌طور خاص برای مدیریت بهینه جریان داده‌های IoT در سطح جهانی طراحی کرده‌اند، از جمله Peering و Interconnecting و همچنین Local Breakout.
  4. ویژگی‌های مدیریت اتصال: این بر ویژگی‌های پیشرفته‌ای تمرکز دارد که امکان بهینه‌سازی ارائه اتصال را فراهم می‌کنند. این شامل ویژگی‌های پلتفرم مدیریت اتصال (CMP) (مانند دسته‌بندی خدمات) و سایر قابلیت‌ها مانند اپلت‌های دستگاه یا اتصال دوقلو (Connectivity Twins) است.
  5. قابلیت‌های تجاری: میزان تمرکز CSP بر فروش مستقیم به شرکت‌ها (به جای عمده‌فروشی) و نشان‌دهنده قدرت کانال‌های بازار و سرمایه‌گذاری در خدمات پشتیبانی.
  6. پشتیبانی چند-حاملی: این شامل ملاحظات پشتیبانی از اتصال با استفاده از فناوری‌هایی غیر از سلولی زمینی استاندارد 3GPP است. این شامل در دسترس بودن شبکه‌های خصوصی موبایل، LoRaWAN، ماهواره‌های LEO و همچنین پشتیبانی بهینه‌شده برای NB-IoT و LTE-M است.

خدمات IoT

این بخش قابلیت‌های CSPها را در شش حوزه خدماتی دیگر IoT بررسی می‌کند:

  1. دستگاه‌ها و مدیریت دستگاه: دستگاه‌ها نقطه شروع بسیاری از استقرارهای IoT هستند. نیاز فزاینده‌ای به بهینه‌سازی متقابل دستگاه‌ها با اتصال وجود دارد و ظهور eSIM همبستگی بیشتری بین فروش دستگاه و اتصال ایجاد می‌کند. قابلیت‌های مرتبط با دستگاه می‌توانند شامل ارائه سخت‌افزار، یکپارچگی و بهینه‌سازی متقابل با اتصال، و مدیریت چرخه عمر دستگاه از جمله موجودی و تحقق باشد.
  2. مدیریت ابر/لبه: برنامه‌های IoT به‌طور فزاینده‌ای در ابر (Cloud) مستقر می‌شوند و تقاضای رو به رشدی برای محاسبات لبه (Edge Computing) برای بهره‌مندی از تأخیر کم و کاهش ترافیک سلولی وجود دارد. عملکرد کلیدی در اینجا، یکپارچگی داده‌ها با توابع ابری (مانند Cloud Connectors) و هماهنگی پردازش و ذخیره‌سازی بین لایه‌های مختلف ابر و لبه است.
  3. مدیریت یکپارچگی کسب‌وکار: IoT برای تغذیه داده‌ها به سیستم‌های داخلی شرکت‌ها، مانند CRM یا ERP، مستقر می‌شود. مدیریت جریان داده‌های نیمه‌پردازش‌شده به سیستم‌های مشتری، یک حوزه مجاور نزدیک برای اتصال IoT است. معمولاً این قابلیت توسط پلتفرم‌های فعال‌سازی برنامه (Application Enablement Platforms) ارائه می‌شود.
  4. امنیت: این شامل امنیت دستگاه، شبکه، انتقال و امنیت کامل (End-to-End) است. مجموعه‌ای از ویژگی‌های استاندارد وجود دارد که بسیاری از ارائه‌دهندگان اتصال ارائه می‌دهند، مانند APNهای خصوصی، VPNهای IP و قفل IMEI. قابلیت‌های سطح بالاتر شامل امنیت لایه انتقال (مانند IoT SAFE)، ابزارهای تشخیص و عیب‌یابی شبکه است. در بالاترین سطح، مجموعه‌ای از خدمات کامل شامل طراحی و مدیریت سیاست‌ها وجود دارد.
  5. رعایت مقررات: با افزایش مقررات در حوزه IoT، مانند رومینگ دائمی، حاکمیت داده (Data Sovereignty) یا شناخت مشتری (Know Your Customer)، نیاز فزاینده‌ای به خدمات مرتبط با رعایت وجود دارد. برخی از CSPها شروع به ارائه خدمات رعایت مقررات در پیشنهادات خود کرده‌اند، تا جایی که شامل خدمات مدیریت‌شده می‌شود.
  6. زمینه‌سازی (Contextualization): اغلب یک عامل تمایز کلیدی، صرفاً داشتن تجربه در یک صنعت عمودی خاص است تا بفهمد چگونه تمام عناصر دیگر باید برای رفع نیاز مشتری کنار هم قرار گیرند. این درباره ارائه برنامه‌های عمودی نیست، بلکه تمرکز بر تخصص/دانش در صنعت عمودی و در نتیجه توانایی درک مشکلات مشتری و صحبت به زبان او است. این همچنین به برخی از لایه‌های قبلی، مانند زمینه‌سازی امنیت، مقررات یا الزامات دستگاه، مربوط است.

ما به «بالا رفتن از پشته» با راه‌حل‌های عمودی توجه نمی‌کنیم

هفت حوزه خدماتی بر ارائه خدمات افقی متمرکز هستند. بسیاری از CSPها همچنین تصمیم گرفته‌اند که «بالا رفتن از پشته» را انتخاب کنند و راه‌حل‌های عمودی کامل (End-to-End) برای مشتریان نهایی ارائه دهند، مانند پیشنهاد مدیریت ناوگان Verizon یا پیشنهاد خودروی متصل Vodafone. ما بحث گسترده‌ای درباره این قابلیت‌ها در پروفایل‌های فردی CSPها گنجانده‌ایم، اما تصمیم گرفتیم مقایسه این قابلیت‌ها را به‌عنوان بخشی از گزارش در نظر نگیریم. یافتن زمینه مشترک کافی بین ارائه‌دهندگان برای امکان مقایسه مناسب دشوار است و علاوه بر این، محیط رقابتی برای چنین خدماتی مجموعه‌ای از فروشندگان راه‌حل‌های عمودی خاص است، نه دیگر CSPها.

و چه کسی در صدر قرار می‌گیرد؟

Vodafone به‌عنوان بالاترین فروشنده رتبه‌بندی‌شده در این تحلیل، هم در اتصال IoT و هم در خدمات IoT ظاهر می‌شود. دیگر MNOهای بزرگ نیز امتیاز خوبی کسب کردند، از جمله Deutsche Telekom، NTT، Telefónica، Verizon و Orange. به‌ویژه، آن‌ها در خدمات گسترده‌تر IoT عملکرد قوی دارند که نشان‌دهنده مقیاس و حضور آن‌ها در سایر حوزه‌های ICT، از جمله امنیت و مشاوره گسترده‌تر است.

در مقابل، MVNOهای IoT که روز به روز جسورتر می‌شوند، تمرکز بسیار خاص‌تری بر اتصال خالص IoT دارند و در این زمینه کار قوی انجام می‌دهند. در اتصال IoT، اغلب MVNOها هستند که برخی از نوآورانه‌ترین و جالب‌ترین کارها را انجام می‌دهند. ما 1NCE، Emnify، Eseye و Wireless Logic را به‌عنوان کسانی که پیشنهادات اتصال جذابی ارائه داده‌اند که در حال کسب موفقیت هستند، برجسته می‌کنیم، به علاوه KORE که همچنین کار قوی در تقویت پیشنهادات خدمات گسترده‌تر IoT خود، به‌ویژه در مورد دستگاه‌ها، انجام داده است.

تأکید بر این نکته مهم است که بسیاری از این CSPها در حال حاضر دوره‌هایی از تغییر را پشت سر می‌گذارند. Vodafone در حال فرآیند جداسازی واحد IoT خود به شکلی است و AT&T به‌تازگی کسب‌وکار Connected Solutions خود را تحت Emerging Business احیا کرده است. علاوه بر این، Deutsche Telekom، به‌عنوان کسب‌وکار نسبتاً جدید DT IoT، به‌طور فزاینده‌ای با T-Mobile در ابتکار یک‌ساله T IoT همکاری می‌کند. Ooredoo، Sierra Wireless، Telenor، Telia، Telit و چندین دیگر نیز اخیراً دوره‌ای از تغییر را پشت سر گذاشته‌اند. نوآوری‌های بیشتری در راه است و شاید کمی عقب‌نشینی از IoT نیز وجود داشته باشد.

رتبه‌بندی معیار csp 2023
رتبه‌بندی معیار csp 2023

منبع: iotforall

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *