در میان هزاران مورد استفاده مختلف که توسط اینترنت اشیا (IoT) پشتیبانی میشوند، بسیاری از آنها را میتوان «حیاتی» در نظر گرفت، چه از نظر نجات جان انسانها و چه از نظر پشتیبانی از فرآیندهای عملیاتی کلیدی سازمانها. در این مقاله، مت هاتون (Matt Hatton)، شریک بنیانگذار Transforma Insights، به بررسی مجموعهای از برنامههای کاربردی IoT که ممکن است حیاتی تلقی شوند، پیامدهای حیاتی بودن برنامهها برای نحوه ارائه اتصال IoT، و همچنین اندازهگیری بازار اتصال حیاتی میپردازد.
فهرست مطالب
- 1 IoT حیاتی چیست؟
- 2 حیاتی برای زندگی (Life Critical)
- 3 حیاتی برای سلامت (Wellbeing Critical)
- 4 زیرساخت ملی حیاتی و امنیت ملی (Critical National Infrastructure and National Security)
- 5 حیاتی تجاری (Commercially Critical)
- 6 مهم تجاری/لازم برای فعالیت عادی (Commercially Important/Required for Normal Activity)
- 7 غیرحیاتی (Non-critical)
- 8 چرا حیاتی بودن اینقدر مهم است؟
- 9 IoT حیاتی چقدر بزرگ است؟
IoT حیاتی چیست؟
اولین سؤالمربوط به تعریف است. شکی نیست که بسیاری از برنامههای IoT بسیار مهم هستند، اما ارزش بررسی این است که این برنامهها به چه روشهایی ممکن است حیاتی یا نزدیک به حیاتی باشند. ما پنج دسته اصلی را شناسایی کردهایم که در زیر فهرست شدهاند:
حیاتی برای زندگی (Life Critical)
استفاده از نظارت از راه دور IoT که بر برنامههای نجاتبخش متمرکز است و در دسترس بودن سرویس ممکن است تأثیر مستقیم و قابلتوجهی بر کاهش تلفات جانی داشته باشد، به این معنا که در صورت عدم دسترسی به سرویس، خطر فوری از دست دادن جان وجود دارد. این شامل دستگاههای ردیابی و نظارت برای خدمات اضطراری، راهحلهای زندگی جامع برای بیماران، و ایمنی کارگران تنها میشود. مثال بارز دیگر، اعلان سلامت و ایمنی (Health & Safety Notification) است که شامل نظارت بر تجهیزات نجاتبخش است.
حیاتی برای سلامت (Wellbeing Critical)
علاوه بر برنامههای فوراً حیاتی برای زندگی، برنامههای زیادی نیز وجود دارند که برای نظارت بر چیزی استفاده میشوند که ممکن است پیامدهایی برای سلامت و ایمنی داشته باشد، اما معمولاً نه بهصورت فوری و/یا بهندرت فعال میشوند. برای مثال، برنامهای مانند تماس اضطراری (eCall) یا نظارت بر فشار لاستیک احتمالاً فوراً حیاتی نیست اما در بلندمدت ممکن است مهم باشد. همچنین برنامههای نظارت بر مراقبتهای بهداشتی بلندمدت مرتبط با بیماریهایی مانند دیابت یا بیماری قلبی کرونری در این دسته قرار میگیرند. ما همچنین دوربینهای امنیتی و زنگهای هشدار را در این دسته جای میدهیم.
زیرساخت ملی حیاتی و امنیت ملی (Critical National Infrastructure and National Security)
اینها برنامههایی هستند که برای امنیت ملی جاری مهم تلقی میشوند، برای مثال برای ارائه خدمات اساسی مانند utilities. کنتورهای هوشمند (Smart Metering) و شبکه هوشمند (Smart Grid) واضحترین دستهها در اینجا هستند. همچنین زیرساخت شارژ خودروهای الکتریکی، تولید برق، و دستگاههای خودپرداز (ATM) در این دسته قرار میگیرند. در این نوع برنامهها، قطعی کوتاهمدت ممکن است اهمیتی نداشته باشد، اما به طور کلی عملکرد صحیح آنها برای عملکرد جامعه مدنی حیاتی تلقی میشود. گاهی اوقات درجات مختلفی از اهمیت وجود دارد، برای مثال، یک سطل زباله متصل بهتنهایی حیاتی نیست، اما یک سیستم جمعآوری زباله با لولههای خلأ که کل شهر را پوشش میدهد، حیاتی است. ما همچنین برنامههایی مانند کنترل مرز و برچسبگذاری مجرمان را در این دسته قرار میدهیم.
حیاتی تجاری (Commercially Critical)
دستههای تاکنون عمدتاً بر ریسکهای مربوط به افراد و جامعه متمرکز بودهاند. برنامههای متعددی برای شرکتها حیاتی هستند، جایی که قابلیت اطمینان اتصال تأثیر مستقیمی بر اثربخشی بهعنوان یک سرویس دارد و عدم وجود اتصال دائمی قابلاعتماد، خطر تجاری فوری ایجاد میکند. بهترین مثال در اینجا احتمالاً پایانههای پرداخت است که عدم سرویسدهی مانع از دریافت پرداخت توسط کسبوکارها میشود. مثالهای دیگر مربوط به عملیات تولید و زنجیره تأمین مانند سیستمهای مکانیابی در زمان واقعی (Real Time Location Systems)، برخی از ردیابیها (Track & Trace)، سیستمهای مدیریت انبار (Warehouse Management Systems) و مدیریت ناوگان (Fleet Management) هستند.
مهم تجاری/لازم برای فعالیت عادی (Commercially Important/Required for Normal Activity)
این دسته شامل مواردی با درجه حیاتی کمتر نسبت به دسته قبلی است، اما شامل موارد استفادهای میشود که عدم دسترسی به آنها ممکن است تأثیر قابلتوجهی بر عملیات تجاری یا زندگی روزمره داشته باشد. برای مثال، برنامههای تشخیص و نگهداری از راه دور ماشینآلات (Machinery Remote Diagnostics & Maintenance) قطعاً میتوانند با دورههای کوتاه عدم دسترسی کنار بیایند، اما در بلندمدت ارزش تجاری قابلتوجهی برای یک سازمان فراهم میکنند. این دسته همچنین شامل مواردی مانند دسترسی به ساختمان است که اگر در دسترس نباشد، بسیار ناراحتکننده خواهد بود.
غیرحیاتی (Non-critical)
بقیه برنامههای IoT را میتوان بهعنوان غیرحیاتی دستهبندی کرد. اینها مواردی هستند که قطعی سرویس بهاحتمال زیاد پیامد قابلتوجهی برای زندگی، سلامت یا تداوم کسبوکار ندارد. این شامل الکترونیک مصرفی، لوازم خانگی، ماشینهای چمنزنی و موارد مختلفی است که حتی بدون اتصال، اکثر عملکردهای خود را حفظ میکنند. همچنین شامل مواردی مانند دستگاههای محرک که پر کردن مجدد صابوندانها را آغاز میکنند یا نشانههایی از رضایت از تمیزی یا موارد مشابه را ثبت میکنند.
چرا حیاتی بودن اینقدر مهم است؟
درجه حیاتی بودن یک برنامه تأثیرات قابلتوجهی بر نحوه معماری راهحل و انتخاب فروشندگان برای پشتیبانی از آن دارد. رویکرد ساده «بهترین تلاش» بهطور فزایندهای برای شرکتهایی که چنین برنامههایی را مستقر میکنند قابلقبول نیست. آنها خواستار تضمین بالاتری برای قابلیت اطمینان اتصال هستند، برای مثال با فراهم کردن اتصال پشتیبان در صورت قطعی شبکه. بهعنوان مثال، Transforma Insights اخیراً در موضوعات انتقالی ۲۰۲۴ خود درباره فرصتهای مرتبط با اتصال ترکیبی سلولی/غیرزمینی برای ارائه سطح اضافی از افزونگی اظهارنظر کرده است.
انتخاب فروشنده نیز یک ملاحظه مهم است. در نظرسنجی از خریداران اتصال IoT در اواخر سال ۲۰۲۲، Transforma Insights دریافت که عامل شماره یک در انتخاب فروشنده، شهرت/برند در IoT است. خریداران IoT بسیار آگاه هستند که اتصال خود را از چه کسی انتخاب میکنند، بهویژه برای برنامههای حیاتیتر. هر فروشندهای که اتصال را به کاربران حیاتی میفروشد، باید اطمینان حاصل کند که شهرتی برای قابلیت اطمینان و استحکام دارد.
ملاحظات حیاتی بودن در سالهای اخیر به دلیل نگرانیهای فزاینده در مورد امنیت سایبری مرتبط با زیرساخت ملی حیاتی، بیشتر به چشم آمده است. موارد هک برجسته، مانند حادثه خط لوله کلونیال (Colonial Pipeline)، تنشهای جاری بین روسیه و غرب، افزایش الزامات برای خودمختاری و تابآوری ملی در اروپا، و چشمانداز فزاینده محدودیتهای نظارتی در ایالات متحده بر فروشندگان چینی، همگی به توجه بیشتر به چگونگی ارائه این موارد استفاده حیاتی اشاره دارند.
IoT حیاتی چقدر بزرگ است؟
Transforma Insights دقیقترین پیشبینیهای IoT را دارد که صدها برنامه IoT را در بر میگیرد. یکی از مزایای این دقت، امکان تقسیمبندی بازار به روشهای مختلف است. برای این تحلیل از اتصال IoT حیاتی، ما هر یک از برنامهها را به دستههای شناساییشده در بالا (و در برخی موارد بین چند دسته) تخصیص دادیم.
در زیر، نموداری ارائه شده است که تعداد کل اتصالات IoT سلولی جهانی را به تفکیک پنج دسته حیاتی (و دسته غیرحیاتی باقیمانده) نشان میدهد. از ۱.۹ میلیارد اتصال فعال در پایان سال ۲۰۲۳، ۱.۶ میلیارد (۸۳٪) به گونهای «حیاتی» بودند. تا سال ۲۰۳۳، این رقم به ۴.۸ میلیارد افزایش خواهد یافت، اگرچه بهعنوان درصدی به ۶۹٪ کاهش مییابد، به دلیل حجم زیاد دستگاههای الکترونیک مصرفی.

قابلتوجه است که برنامههای واقعاً «حیاتی» تنها حدود یکسوم اتصالات را تشکیل میدهند. حیاتی برای زندگی و حیاتی تجاری هر کدام ۴٪ را تشکیل میدهند. برنامههایی که در دسته زیرساخت ملی حیاتی (Critical National Infrastructure) قرار میگیرند، با ۲۷٪ از کل اتصالات، از نظر حجم غالب هستند. موارد استفاده غالب در اینجا کنتورهای هوشمند و شبکه هوشمند هستند. کنتورهای هوشمند—برق، گاز و آب—بهطور جمعی دوسوم اتصالات CNI در سال ۲۰۳۳ را تشکیل میدهند.
شاید جای تعجب نباشد که برنامههایی که بر سلامت تأثیر دارند اما مستقیماً فوراً حیاتی نیستند، حجم قابلتوجهی از دستگاهها را تشکیل میدهند. حیاتی برای سلامت ۲۲٪ از اتصالات در سال ۲۰۳۳ را تشکیل میدهد، با مواردی مانند eCall و واحد سر خودروهای نصبشده در کارخانه، و همچنین زنگهای هشدار امنیتی و دوربینها، بهعنوان موارد استفاده مهم.
۱۱٪ دیگر از اتصالات در سال ۲۰۳۳ به برنامههایی اختصاص دارد که حفظ اتصال در آنها مهم است اما شاید نه کاملاً حیاتی، یا جایی که قطعی اتصال میتواند بهراحتی مدیریت شود.
اگر درآمد اتصال یا آنچه Transforma Insights بهعنوان اتصال با ارزش افزوده (Value Added Connectivity) تعریف میکند را در نظر بگیریم، ارزش کل اتصال حیاتی ۳۷ میلیارد دلار از کل بازار ۶۳ میلیارد دلاری است. این به این معناست که ۵۸٪ از درآمد اتصال IoT جهانی برای اتصال برنامههای حیاتی استفاده میشود. این که این مقدار کمتر از درصد اتصالات است، تعجبآور نیست، زیرا برای مثال، موارد استفاده الکترونیک مصرفی درآمد متوسط بیشتری به ازای هر اتصال نسبت به کنتورهای هوشمند ایجاد میکنند.
البته باید توجه داشت که هیچییکی از این معیارها واقعاً معیاری برای اهمیت برنامههای استفادهشده نیستند. با این حال، با انجام این تقسیمبندی بازار، میتوانیم ببینیم که اکثریت راحت از نظر حجم و ارزش IoT مبتنی بر سلولی برای اتصال برنامههایی استفاده میشود که به گونهای حیاتی هستند.
منبع: iotforall
