یکی از ویژگیهای تعیینکننده بازار اینترنت اشیا (IoT) کاهش مداوم درآمد به ازای هر اتصال برای ارائه اتصال گسترده است. تنها چند سال از زمانی که ما در Transforma Insights موضوع “$1 IoT” (اینکه بخش بزرگی از اتصالات IoT مبتنی بر سلولی کمتر از یک دلار در سال درآمد تولید میکنند) و پیامدهای احتمالی این کالایی شدن شبکه را مطرح کردیم، گذشته است.
در گزارش بنچمارکینگ همتایان ارائهدهندگان خدمات ارتباطی IoT در فوریه، ما به این روند اشاره کردیم که بسیاری از استراتژیهای دنبالشده توسط ارائهدهندگان اتصال با هدف تمایز پیشنهاد خود، یافتن جریانهای درآمدی جایگزین، یا سادهسازی پلتفرمها و فرآیندها به سطوح مناسب برای واقعیت جدید در حال ظهور، انگیزه گرفتهاند.
در این مقاله، ما به بررسی یکی از جنبههای این روند مرتبط با خود شبکه میپردازیم. یکی از عوامل کلیدی کاهش قیمت، کالایی شدن شبکه IoT است. آیا اپراتورهای شبکه میتوانند کاری انجام دهند تا این کالا را به یک عامل متمایزکننده تبدیل کنند؟
فهرست مطالب
آیا اتصال شبکه IoT به یک کالا تبدیل شده است؟
کاهش قیمتهای اتصال نشان میدهد که ارائه اتصال—یعنی شبکه—به یک کالا تبدیل شده است، با قیمتهایی که تا حد چالشبرانگیزی رقابتی شدهاند. قطعاً این یک چشمانداز رقابتی است که صدها بازیگر مختلف همگی به دنبال پوشش بازارهای بسیار مشابه هستند.
اما موضوع فراتر از این است. فروشندگانی که صرفاً بر ارائه فناوریهای پیچیدهتر به مشتریان سازمانی تمرکز میکنند، به امید اینکه برخی از آنها مؤثر باشند، به IoT خدمت ضعیفی کردهاند. و اگر مؤثر نبود، آن را ارزانتر کنند.
برای پذیرندگان سازمانی، IoT تقریباً همیشه حوزهای است که در آن تخصص کمی دارند، اما اغلب بهطور قابلتوجهی بر عملیات اصلی از طریق خودکارسازی فرآیندهای حیاتی تأثیر میگذارد. به همین دلیل، اکثر آنها نیاز به سفارشیسازی و راهنمایی بیشتری در طول فرآیند استقرار دارند. این موضوع از خود اتصال یا حتی هر پلتفرمی مهمتر است.
به جای پاسخگویی به نیازهای مشتری، فروشندگان بر ایجاد یک پلتفرم بینهایت مقیاسپذیر متمرکز شدهاند که برای همه مشتریان قابلاعمال باشد. این فناوری حداقل مشترک است و در دنیای بسیار خاص عمودی IoT، موفق نبود. چند سال گذشته شاهد تصمیمگیری چند بازیگر بزرگ فناوری، از جمله Bosch، Ericsson، IBM و Google، بودیم که IoT یک بازی پلتفرمی نیست.
این موضوع تا حدی برای شبکهها نیز صادق بوده است. این فقط یک فناوری دیگر (و گیجکننده) است که لزوماً نیازهای مشتریان را برآورده نمیکند. ما به دو چیز نیاز داریم: شبکهای که بهتر نیازهای شرکتها را برآورده کند و این شناخت که ارائهدهندگان اتصال باید حداقل کمی در خدمات توسعه، بهینهسازی و پیادهسازی مشارکت داشته باشند.
روندهای نوظهور نیاز به عملکردهای شبکه پیچیدهتر را افزایش میدهند
با این حال—و این یک اما دارد—دلایل برجستهای وجود دارد که چرا میتوان انتظار داشت فرآیند کالایی شدن شبکه برای IoT در چند سال آینده معکوس شود.
در ماه مارس، ما ده موضوع انتقالی (Transition Topics) را تعیین کردیم که شامل عوامل فنی، نظارتی و تجاری مرتبط با ارائه IoT بودند که در حال تغییرات چشمگیری هستند. اینها شامل تغییر رویکردها به پلتفرمهای مدیریت اتصال و یک چشمانداز نظارتی جدید در حال ظهور برای پاسخگویی به نیازهای حاکمیت داده و امنیت بود. قابلتوجه بود که چندین موضوع وجود داشت که نقش شبکه بسیار مرتبط بود. در مواجهه با بازار بهسرعت در حال تحول برای نحوه ارائه IoT، شبکه باید کارهای بیشتری انجام دهد.
برای مثال، مسائل مذکور در مورد حاکمیت داده، همراه با محدودیتهای شدیدتر بر رومینگ دائمی (چه از سوی تنظیمکنندگان و چه از سوی اپراتورهای شبکه اصلی) و ورود eSIM، به این معناست که نیازهای بیشتری به شبکه برای سازگاری با الزامات جدید محدودتر—و در عین حال مطالبهگرتر—برای پشتیبانی از IoT مبتنی بر سلولی چندکشوری وجود خواهد داشت.
در دنیای قدیم رومینگ تقریباً بدون محدودیت و جریانهای داده تقریباً بدون محدودیت، چالشهای کمتری برای مدیریت ناوگان دستگاهها وجود داشت. در دنیای جدید محلیسازی شبکه، breakout محلی، الزامات برای نمونههای پلتفرم محلی، و کنترلهای سختگیرانهتر بر جریانهای داده، شبکه باید کارهای سختتری انجام دهد و معماریها برای اطمینان از انطباق بسیار پیچیدهتر میشوند.
شبکه قابلبرنامهریزی (Programmable Network)
در عین حال، مجموعه غنیتری از ابزارها در حال در دسترس قرار گرفتن است. یکی دیگر از روندهای اصلی کنونی، تکامل ارائه خدمات شبکه از حالت «مبتنی بر زیرساخت» به حالت «مبتنی بر نرمافزار» است. در اینجا به عملکردهای هستهای cloud-native فکر میکنیم.
موانع ورود برای راهاندازی و بهرهبرداری از یک هسته بهطور چشمگیری کاهش یافته است، که فرصت را برای تعداد بیشتری از فروشندگان مجدد/MVNOها برای مشارکت در بازار باز کرده و به ارائهدهندگان اتصال بهطور کلی امکان میدهد تا به سرعت مقیاس و انعطافپذیری به دست آورند.
مفهوم شبکه قابلبرنامهریزی (programmable network) نیز این پویایی را منعکس میکند، با سطوح بالاتری از کنترل که از عملیات زیرساخت شبکه زیرین جدا میشود.
محاسبات لبهای (Edge Computing)، هوش مصنوعی (AI) و 5G
یکی دیگر از موضوعات انتقالی این موضوع کلاد را حتی فراتر برد، از جمله محاسبات لبهای (edge computing). بهطور قابلتوجهی، مقدار فزایندهای از ذخیرهسازی و پردازش باید به «لبه» منتقل شود، چه در دستگاه، گیتوی، محوطه، شبکه، یا در نقطهای دیگر.
نیاز روشن است: با افزایش تقاضا برای خودکارسازی، و بهویژه با ظهور گستردهتر هوش مصنوعی (AI)، برای بسیاری از برنامهها داشتن پردازش کاملاً متمرکز با تأخیر مرتبط منطقی نیست. یک خودروی خودران باید بهتنهایی تصمیمگیری کند.
به این دلیل، نیاز فزایندهای به هماهنگی بین تمام عملکردهای غنیتر کلاد و لبه وجود دارد. عنصر مشترک همه اینها چیست؟ شبکه است. بنابراین، نتیجه افزایش شیوع محاسبات لبهای—که با استفاده فزاینده از 5G تسریع خواهد شد—افزایش تقاضاهایی است که بر شبکه اعمال میشود.
منبع: iotforall
