فهرست مطالب
- 1 سازمانها به دنبال بهینهسازی عملیات و کسب مزیت رقابتی هستند
- 2 مدیران کسبوکار با پیادهسازی Edge Computing چه چیزی به دست میآورند؟
- 3 ارزش Edge Computing برای پیادهسازی Industrial IoT Edge Computing
- 4 کاربردهای صنعتی بالقوه Edge Computing در IIoT
- 5 تولید insights در زمان واقعی (Real-Time Insights)
- 6 بهرهبرداری از Predictive Maintenance
- 7 اجرای Artificial Intelligence
- 8 اتوماسیون سیستمهای صنعتی
- 9 مدیریت remote داراییها
- 10 چرا نادیده گرفتن Edge Computing موفقیت IIoT را به خطر میاندازد؟
- 11 مزایای پذیرش Edge Computing و IIoT Edge Computing
- 12 نتیجهگیری
سازمانها به دنبال بهینهسازی عملیات و کسب مزیت رقابتی هستند
با گسترش Industrial Internet of Things (IIoT)، سازمانها به دنبال راههایی برای بهینهسازی عملیات و کسب مزیت رقابتی هستند. ترکیب Edge Computing و Industrial IoT دقیقاً چنین راهحلی ارائه میدهد.
مدیران کسبوکار با پیادهسازی Edge Computing چه چیزی به دست میآورند؟
مهمتر از همه، اگر این فناوریها را نادیده بگیرند، چه چیزی از دست میدهند؟ شرکتها باید به دلایل متعددی Edge Computing را پیادهسازی کنند تا مزیت رقابتی به دست آورند.
ارزش Edge Computing برای پیادهسازی Industrial IoT Edge Computing
پردازش و تحلیل دادهها را از سیستمهای مرکزی دور کرده و به مرز شبکه (network edge) منتقل میکند. به جای ارسال اطلاعات تولیدشده توسط دستگاههای IoT از کف کارخانه به cloud و بازگشت آن، همه چیز روی دستگاه یا سرورهای نزدیک ذخیره و عملیات لازم به صورت محلی انجام میشود.
این فناوری برای دیجیتالسازی بسیار حیاتی است زیرا استقرار و مدیریت شبکه بههمپیوسته دستگاهها را بسیار آسانتر میکند. به همین دلیل کارشناسان پیشبینی میکنند که بازار جهانی Edge Computing تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۲۴۰–۴۰۰ میلیارد دلار برسد (رشد چشمگیر از حدود ۱۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۰).
ارزش Edge Computing فراتر از سود مالی است. تأسیساتی که از آن استفاده میکنند، میتوانند عملیات خود را بهینه کنند و بسیاری از مشکلات پیادهسازی را حل نمایند. کسانی که پتانسیل آن را نادیده بگیرند، احتمالاً موفقیت کمتری نسبت به تصور اولیه خواهند داشت.
کاربردهای صنعتی بالقوه Edge Computing در IIoT
چندین کاربرد صنعتی مهم برای ترکیب Edge Computing و IIoT وجود دارد:
تولید insights در زمان واقعی (Real-Time Insights)
ارسال اطلاعات به cloud و بازگشت آن برای تحلیل از راه دور، انتقالهای زمانبر دارد و تأخیرهای مکرر ایجاد میکند. Edge Computing به شرکتها اجازه میدهد اطلاعات تولیدشده توسط IIoT را محلی پردازش کنند و insights دادهمحور را در real-time تولید نمایند. دیگر نیازی به انتظار دقیقهها یا ساعتها برای دریافت جزئیات حیاتی نیست.
بهرهبرداری از Predictive Maintenance
تصمیمگیرندگان میتوانند با edge وضعیت سلامت ماشینآلات را در real-time نظارت کنند، به جای اینکه تا زمان خرابی صبر کنند. Predictive maintenance عمر تجهیزات را افزایش میدهد، عملکرد را بهینه میکند و downtime ناخواسته را کاهش میدهد.
اجرای Artificial Intelligence
تأسیساتی که AI را به کار میگیرند، به زیرساخت قدرتمندی نیاز دارند زیرا بسیار resource-intensive است. بدون سیستمهای ذخیرهسازی و محاسباتی قوی، اجرای workloadها در محل دشوار است. اما Edge Computing latency را به شدت کاهش میدهد و bandwidth را بهبود میبخشد.
اتوماسیون سیستمهای صنعتی
اتوماسیون سیستمهای صنعتی نیازمند تحلیل دادههای بزرگ است. شرکتهایی که Edge Computing را برای IIoT به کار میگیرند، تأخیر پردازش را کاهش داده و عملکرد تجهیزات را بهبود میبخشند و اتوماسیون گستردهتری را ممکن میسازند.
مدیریت remote داراییها
ترکیب Edge Computing و IIoT به مدیران اجازه میدهد تجهیزات را در real-time از راه دور نظارت کنند. بدون قدرت پردازش محلی، بهروزرسانیها با تأخیر همراه است — که برای داراییهایی مانند ناوگان خودران ایدهآل نیست. چند ثانیه تأخیر میتواند تفاوت بین عملیات روان و شکست بحرانی باشد.
چرا نادیده گرفتن Edge Computing موفقیت IIoT را به خطر میاندازد؟
مدیران باید بدانند که نادیده گرفتن Edge Computing میتواند موفقیت پیادهسازی و بهرهبرداری از IIoT را به خطر بیندازد. با افزایش دستگاههای متصل به اینترنت شرکت، فشار بر زیرساخت و منابع محاسباتی بیشتر میشود. فناوری IoT استاندارد نمیتواند از پس آن برآید و عملکرد کندتری خواهد داشت.
حجم دادههای تولیدشده توسط IoT با سرعت بیسابقهای در حال افزایش است. کارشناسان پیشبینی میکنند که حجم داده جهانی تا سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۸۰–۲۰۰ zettabyte برسد. رهبران کسبوکار باید این رشد را به عنوان مانعی بالقوه بشناسند. مگر اینکه از فناوری edge استفاده کنند، خطر پردازش یا تحلیل بهموقع اطلاعات را خواهند داشت.
حتی شرکتهای کوچکتر یا آنهایی با زیرساخت IIoT محدود نیز باید نگران حجم باشند. سازمانها به دلیل چالشهای latency و هزینه انتقال، کمتر از ۲۰ درصد اطلاعات تولیدشده را استفاده میکنند. Edge Computing هر دو مشکل را حل میکند و تصمیمگیری دادهمحور کامل را ممکن میسازد.
Security دلیل دیگری است که نادیده گرفتن Edge Computing میتواند موفقیت IIoT را مختل کند. بخشهای صنعتی که دیجیتالسازی را پذیرفتهاند، هدف بزرگتری برای مجرمان سایبری هستند. متأسفانه دفاعهای استاندارد IoT ضعیف است — این دستگاهها در برابر حملات man-in-the-middle و DDoS آسیبپذیرند.
از آنجا که Edge Computing پردازش و تحلیل را روی دستگاه انجام میدهد نه در cloud، مهاجمان نمیتوانند در حین انتقال داده حمله کنند. علاوه بر این، امنیت محلی آسانتر است زیرا متخصصان امنیت سایبری دید و کنترل بیشتری دارند و میتوانند کارمندان با wearables و محیطهای کاری IIoT را محافظت کنند.
Competitiveness نیز عامل مهمی است. اتخاذ زودهنگام Edge Computing + IIoT به شرکتها برتری میدهد و در دوره حیاتی دیجیتالسازی صنعت، مزیت حیاتی ایجاد میکند.
مزایای پذیرش Edge Computing و IIoT Edge Computing
سرعت پردازش را به شدت افزایش میدهد زیرا انتقالهای طولانی لازم نیست. latency end-to-end را از ۲۵۰ میلیثانیه به حدود ۱۰ میلیثانیه کاهش میدهد. این زمان در زیرساخت بزرگ IIoT جمع میشود و insights را بسیار سریعتر به شرکتها میرساند.
بهینهسازی bandwidth نیز مزیت مشابهی دارد. پردازش محلی حجم انتقال داده را کاهش میدهد، مصرف bandwidth را پایین میآورد و عملیات شبکه را کارآمدتر میکند. دانلود، ارسال و دریافت streamlined میشود و تأخیر و مشکلات عملکرد کاهش مییابد.
کسبوکارها همچنان میتوانند برای scalability و سهولت از cloud استفاده کنند، اما دیگر مجبور نیستند. جمعآوری، پردازش و انتقال در مرز شبکه انعطافپذیری و کنترل دقیقتری بر اطلاعات IIoT میدهد.
Data residency مزیت دیگری است. قوانینی مانند GDPR اتحادیه اروپا نیازمند رعایت سختگیرانه امنیت برای دادههای محلی هستند. پردازش محلی این محدودیتها را کاهش میدهد.
نتیجهگیری
ترکیب Edge Computing و Industrial IoT میتواند تحلیل داده را ساده کند، استفاده از منابع محاسباتی را بهینه سازد، امنیت دستگاهها را بهبود بخشد و فرصتهای کسبوکار جدیدی ایجاد کند. تصمیمگیرندگانی که این فناوریها را نادیده میگیرند، ممکن است عملکرد ضعیفتر یا هزینه بیشتری نسبت به رقبا داشته باشند.
پیادهسازی به تنهایی موفقیت را تضمین نمیکند. رهبران باید استراتژیک IoT را کنار edge technologies مستقر کنند تا بیشترین تأثیر را داشته باشند.
ثبت baseline و ارزیابی رشد برای شناسایی و رفع زودهنگام شکافهای پیادهسازی ضروری است. اینگونه میتوان بیشترین بهره را از سرمایهگذاری برد.
منبع: iotforall
